عاشقانه ترین لحظه ای که قایمکی دیدم لحظه ی رقصیدن مامان بزرگم برای پدر بزرگم بود که تو بستر بیماری افتاده بود میگفتن دو ماه زنده هست پنج سال موند ..nastaran . هر لحظه یک شروع تازه | ...